English صفحه اصلي | معرفي انجمن | ارتباط با انجمن | تالار گفتگو
آسيب ديدگان ترور | معرفي کتابمقالات | مصاحبه | تحليل | اسناد | مجاهدين خلق | نشست ها و همايش ها | نمايشگاهها |موزه قربانيان | روزشمار ترور | انتشارات | تصوير | فيلم و صوت
 

نسخه چاپي

 
  قسمت بیست و سوم مصاحبه با خانم بتول سلطانی در خصوص عملیات انتحاری در سازمان مجاهدین خلق
 
  سازمان با خانواده ندا طوری تنظیم رابطه کرد که در نهایت از آنها طلبکار هم شد  
... حالا وضعیت سهیل و بی تفاوتی سازمان در قبال مرگ او را بگذارید کنار خودسوزی ندا حسنی و سلسله اقداماتی که سازمان از قبل و بعد از عمل انتحاری ندا با خانواده او تنظیم کرده بود. چرا چون والدین ندا از سالها پیش در خارج کشور بودند. و مرگ ندا می توانست با توجه به زمینه هایی که در خارج کشور و بخصوص کشورهای اروپایی وجود دارد به تولید یک بحران خیلی جدی برای سازمان منجر بشود...
 

تاريخ انتشار:  14مهر1388


بنیاد خانواده سحر: خانم سلطانی یکی از موضوعاتی که درباره خودسوزی ها حائز اهمیت است، موضوع تنظیم رابطه سازمان با خانواده قربانیانی است که اقدام به عملیات انتحاری و بخصوص از نوع خودسوزی ها کردند. این موضوع از چند نظر حائز اهمیت است، اول اینکه سازمان اساسا به این خانواده ها از چه زاویه ای نگاه می کند. دوم چگونه تنظیم رابطه می کند، سوم اینکه با چه پس زمینه هایی این افراد را انتخاب می کند، یعنی بطور مشخص آیا در انتخاب این افراد موقعیت خانواده آنها نقش دارد. چهارم این نقش تا چه اندازه و بر اساس چه فاکتورهایی می تواند بازدارنده یا موثر باشد. و در نهایت بازتاب اقدامات انتحاری 17 ژوئن روی خانواده قربانیان تا آنجا که شاهد بوده یا اطلاع دارید، چگونه بوده است.

خانم بتول سلطانی: سوال هائی که مطرح کردید اگر چه همه روی یک موضوع متمرکز است، اما جنبه های مختلف و متفاوتی از رابطه سازمان با این پدیده و بطور مشخص در ارتباط با خانواده ها را مطرح می کند. می شود با این سوالات یک بحث خیلی مهم و کلی را دنبال کرد. من سعی می کنم با یک مقدمه سوال های شما را پاسخ بدهم. هر کجا به توضیح بیشتری نیاز بود، باز در خدمت شما خواهم بود. در سازمان برای هر فرد و در هر رده و در هر موقعیتی و با هر میزان سابقه و عقبه تشکیلاتی و با هر میزان اطمینانی که وجود داشته باشد، یک پرونده بخصوص وجود دارد که بطور مشخص مربوط به خانواده افراد است. اینکه چند نفر هستند، در چه موقعیت های اجتماعی و شغلی هستند، چه میزان تحصیلات دارند، چه نوع گرایشات سیاسی و فکری دارند، اینکه این اعضا در کجا اقامت دارند، داخل ایران هستند یا خارج از ایران هستند. این مورد آخری خیلی برای سازمان اهمیت دارد. همه اطلاعات این پرونده برای این است که سازمان بداند این عضو کسی را در خارج از کشور دارد یا خیر. برای همین من که مسئول چند نفر بودم باید تحقیق می کردم ببینم این تحت امر من آیا کسی از بستگان اش در خارج زندگی می کند یا نه. می خواست بداند این عضو آیا برادری، خواهری، والدین، عمو و هر کسی که به نوعی به او بسته و وابسته باشد در خارج کشور دارد یا خیر. سازمان روی این افراد و اعضا خیلی حساس بود. بر عکس روی کسانی که خانواده های شان تماما در ایران بودند چندان حساسیتی نداشت و اصلا از جهاتی برای سازمان مهم نبود.

دلیل این حساسیت به این خاطر بود که سازمان حضور بستگان اعضای خودش در خارج کشور را پرهزینه و مخاطره آمیز می دانست. چون نگاه اش روی بستگان این اعضا یک نگاه کاملا سیاسی – امنیتی بود. و اعتقاد داشت حضور این افراد در خارج کشور می تواند باعث نفوذ آنها به داخل مناسبات به هر بهانه و ایجاد دردسر و خطر برای سازمان باشد. برای همین در مورد کسانی که بستگانی در خارج داشتند، می گفتند این عضو عامل نفوذ خارجی دارد، یا عامل نفوذ سیاسی دارد. حتی اگر فردی یکی از بستگان اش در خارج بود این برای سازمان خیلی اهمیت داشت. این حساسیت برای این بود که این به قول سازمان عامل خارجی و عامل سیاسی می توانست در پاره ای مواقع برای سازمان دردسر ایجاد کند. دلایل اش را در ادامه و در پراتیک و عمل برای شما توضیح خواهم داد. این حساسیت بخصوص در مواردی همچون وقوع مرگ های مشکوک، اقدامات انتحاری، مفقود شدن ها، زندانی شدن افراد در مناسبات سازمان و اینطور مسائل مضاعف می شد. به عنوان مثال وقتی کسی مثل سهیل ختار در مناسبات می میرد، صرفا به این دلیل که او کسی را در خارج از کشور ندارد کک سازمان هم نمی گزد. می دانید که مرگ سهیل در مناسبات خیلی مشکوک بود. معلوم نشد او را کشتند یا خودکشی کرد. اصلا معلوم نشد. با این حال به این خاطر که سهیل کسی را در خارج کشور نداشت، مرگ مشکوک او اصلا برای سازمان دردسری تولید نکرد، چون هیچ کس را در خارج کشور نداشت که بخواهد مرگ او را دنبال و از سازمان حساب کشی کند. اما اگر بر عکس سهیل کسی را در خارج کشور می داشت قضیه به کلی فرق می کرد. آن وقت نحوه تنظیم رابطه سازمان با چنین مرگی و بالطبع با خانواده او کاملا فرق می کرد.

حالا وضعیت سهیل و بی تفاوتی سازمان در قبال مرگ او را بگذارید کنار خودسوزی ندا حسنی و سلسله اقداماتی که سازمان از قبل و بعد از عمل انتحاری ندا با خانواده او تنظیم کرده بود. چرا چون والدین ندا از سالها پیش در خارج کشور بودند. و مرگ ندا می توانست با توجه به زمینه هایی که در خارج کشور و بخصوص کشورهای اروپایی وجود دارد به تولید یک بحران خیلی جدی برای سازمان منجر بشود. چون به زعم سازمان ندا یک یا چند عامل نفوذ خارجی دارد. کسانی را دارد که می توانند در قبال مرگ او واکنش نشان بدهند. برای همین می بینیم سازمان بعد از مرگ ندا چقدر روی خانواه او متمرکز و بسیج می شود. بخاطر همین هم من یقین دارم حتی قبل تر از اینکه ندا دست به خودسوزی بزند و پیش تر از آنکه بداند سوژه خودسوزی برای سازمان است، تشکیلات روی خانواده او کار کرده و با آنها در ارتباط تنگاتنگ بوده است. حتی برای اینکه بتوانند روی خود ندا نفوذ و تسلط بیشتری داشته باشند. و حتی می دانم برای سازمان این هم اهمیت داشته است که اول سراغ پدر ندا برود یا مادرش. حتی ادعا می کنم این ارتباطات طبق یک سناریو پیش رفته است. اینها را از روی فاکت هایی که در مناسبات شاهد بودم عرض می کنم.

این موردی را که اشاره می کنم هر دو وجه نظرگاه های سازمان را در خصوص آن عامل نفوذ خارجی که توضیح دادم ثابت می کند. اهمیت موضوع را برای آنها نشان می دهد. بعد از خودسوزی ها در مناسبات این مسئله از جانب مژگان پارسایی مطرح شد که با این خودسوزی ها کار خارجی خیلی سنگین شده است. منظورش این بود که این خودسوزی ها بخصوص خودسوزی ندا با توجه به اینکه والدین او در خارج هستند، می تواند دردسرساز بشود. و بطور مشخص تر منظورش تمرکز بر روی خانواده ندا بود که در خارج کشور هستند. چون به دنبال طرح این موضوع تاکید کرد این کار خارجی باید روی خانواده ندا خیلی حساب شده و با دقت دنبال بشود. اما در مورد خانواده مرضیه باباخانی آنطور که بیان می کرد قضیه چندان برای شان اهمیتی نداشت. چون می گفتند خانواده مرضیه در اینجا یعنی خارج نیستند و بنابراین مشکل خاصی ندارد. در مقابل مژگان تاکید داشت باید روی خانواده ندا بسیج بشویم. دقیقا روی این واژه تاکید می کرد. حتی تاکید می کرد این تمرکز روی برادر ندا که در قرارگاه اشرف است معطوف بشود. برای همین سوال می کرد مسئول برادر ندا در قرارگاه اشرف چه کسی است و دستوراتی در خصوص تحت نظر گرفتن و پروژه کردن او صادر کرد. می گفت حواس تان باشد تا مطالب لازم در این رابطه را برای او سریع تشریح کنید و خودتان هم باید سر رابطه با او توجیه بشوید. بنابراین رابطه هایی از این جنس به نوعی در مناسبات دسته بندی شده است. می دانند کی و کجا و چگونه و با چه ابزارهایی اقدام بکنند. سوای اینکه باید با وابستگان بیرونی او کانال می زدند باید افراد وابسته به او در تشکیلات را نیز تحت نظر و توجیه قرار می دادند.

به همین منوال تنظیم رابطه سازمان با وابستگان اعضا بسته به اینکه در کجای خاک اروپا باشند فرق می کرد. مثلا این رابطه ها بسته به اینکه این افراد در انگلستان باشند یا در آلمان یا در فرانسه و یا بعضا در کدامیک از شهرهای این کشورها فرق می کرد. دلیل اش مثلا وجود زمینه های قانونی برای پیگیری از سوی خانواده ها و بستگان بود. برای اینکه سازمان مثلا بداند با اینها باید با تکیه به چه پارامترهای قانونی برخورد و یا از خودش دفاع کند. یک جنبه دیگر در همین رابطه مثلا تنظیم رابطه ای بود که سازمان بعد از خودسوزی ندا، با خانواده او کرد. اوج اش آوردن آنها به قرارگاه اشرف بود. در حالیکه مثلا هرگز چنین رفتاری با خانواده مرضیه باباخانی نداشتند. مورد دیگر ملاقات مریم با خانواده ندا حسنی بود. به این صورت که سازمان از همان بدو امر رفت روی این ریل که با بستگان او یک نوع رودربایستی ایجاد کند. برای همین انگشت روی عواطف آنها گذاشت. برای همین در این ملاقات مریم برای ندا گریه می کند، از طرف دیگر هدایای زیادی برای آنها از پیش تهیه شده بود، که توسط مریم به آنها داده می شود. این ریل برای این تنظیم شده بود که نکند والدین او ناخودآگاه مدعی خونخواهی ندا بشوند و از مریم طلبکاری کنند. با اینکه مریم تظاهر می کند از مرگ ندا متاسف و متاثر است و می خواهد القاء کند ما به این امر راضی نبودیم و نمی دانستیم که مثلا ندا چنین کاری خواهد کرد، اما در عین حال از ستایش کردن او هم کوتاهی نمی کند. این تنظیم رابطه کلا طبق یک سناریو پیش می رود. همان طور که گفتم تنظیم رابطه سازمان با برادر ندا هم طبق یک سناریو پیش می رفت. اینجا اهمیت آن نقشی که سازمان برای عامل سیاسی یا نفوذ خارجی قائل است خودش را نشان می دهد. در حالی که این همه انرژی و حساسیت که روی ندا صرف شد، یک هزارم آن روی مرضیه باباخانی نبود. بیشتر این نمایشات و رابطه هم آنتنی و رسانه ای شد. برای اینکه هر کدام از این اقدامات و رفتارها در واقع یک گام سازمان را از خطرات احتمالی مثلا خونخواهی و اعتراض والدین و بستگان ندا دور می کرد. پس می شود گفت سازمان در تنظیم رابطه اش با این خانواده ها روی اینکه بستگان عملیات انتحاری در ایران هستند یا در متن جامعه اروپا بسیار تعیین کننده است. و بر همین اساس هم رابطه اش را تنظیم می کند.

بنیاد خانواده سحر: ببخشید خانم سلطانی من علاقمندم این بحث را همینطور روی مصداق ها و رفتارهایی که شما فاکت آورید موقتا به پایان برسانم تا در جلسه آینده با محور قرار دادن ندا جنبه های تکمیل کننده این بحث را دنبال کنیم. اینطوری جنبه های سیاسی و به قول شما از پیش طراحی شده موضوع هم خوب در می آید، حالا بفرمائید سازمان در ارتباط با خانواده ندا روی چه موضوعات دیگری بطور شفاف تاکید داشت. این جنبه ها طبعا هم می توانست جنبه اقناع کننده داشته باشد و هم بطور تلویحی و غیرمستقیم جنبه تهدید کننده از بابت اینکه والدین ندا حواس شان باشد که بی گدار به آب نزنند.

خانم بتول سلطانی: همانطور که اشاره کردم روی این موضوع بیشتر تاکید می شد که اقدام ندا خودسرانه و بدون اطلاع تشکیلات بوده است. البته نه با چنین تعبیری چون به هر حال چندان خوش آیند به نظر نمی رسد. و بطور غیر مستقیم بحث تمرد تشکیلاتی را تداعی می کند، و مریم نمی خواهد با چنین ادبیاتی حرف بزند. اما می خواستند اینطور القا کنند که شور و شوق و علاقمندی ندا به مریم باعث این اقدام شده است. یعنی انگیزه مرگ ندا را از یک طرف معطوف به اراده و خواست خودش می کردند و از طرف دیگر ارزش او را به کیسه مریم می ریختند. اما از سوی دیگر می گفتند مریم هرگز حاضر نبوده ندا به این شکل عشق و علاقه اش را به او نشان بدهد. یک جور یکی به نعل و یک به میخ زدن. و در قدم بعد جاانداختن این منظور که حالا که این اتفاق افتاده مریم بیشتر از هر کسی متاثر و غمگین است. تا جایی که بگویند حتی از شما که مادر و پدر ندا هستید، بیشتر متاثر و داغدار شده است. تا جایی که حتی آنها متقاعد بشوند و به مریم به عنوان صاحب عزای اصلی تسلیت بگویند. اینها که عرض می کنم واقعا در مناسبات و در رابطه با خانواده ندا اتفاق افتاد. شاید باور و هضم این همه پیچیدگی و تزویر برای شما دشوار باشد. اما واقعیت این است که این مسیر طی شد. این تنظیم رابطه و ترفندها اوج فریبکاری و دغل بازی سازمان و مریم را نشان می داد. اینکه تشکیلات کسی را وادار به خودسوزی بکند و بعد وانمود کند حتی از پدر و مادر او بیشتر متاثر است و دست آخر به جای نشستن در صندلی اتهام و محاکمه شدن، والدین قربانی را به خودش بدهکار کند.

منبع : ایران اینترلینک

 

 
  نوع مطلب :  
 
نظرات بينندگان:
نام:
ايميل:
* نظر: