در اين نشست، علي اصغر زارعي با اشاره به تعاريف تروريسم گفت: گروههاي تروريستي عمدتا داراي ادبياتي سوسياليستي و كمونيستي بودند اما جريانات تروريستي در دهههاي اخير با اين نوع اقدامات كه همراه با خشونت شديد بوده است و حتي اشكال ديگر هم دنبال شده است.
وي افزود: ترور ميتواند به لحاظ ابزار، فيزيكي باشد و يا به صورت نرم صورت گيرد. اشكال ترور سخت، بسيار خشن و افراطي هستند اما ترور نرم اينگونه نيست و با بهكارگيري گاز، سموم و يا داروهاي روانگردان كه آثار تخريبي آن تدريجا نفوذ ميكند بوده است.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در كشور ما تروريسم سابقهي زيادي دارد، به فعاليتهاي گروههاي فداييان اسلام، گروهك منافقين و منصورون و ... اشاره كرد و افزود: امروز تروريسم دچار خلط مبحث شده است. اقداماتي كه از ناحيهي گروههاي اصيل و درونزا هم ايجاد ميشود به عنوان تروريسم مطرح ميشود و از طرف ديگر تروريسم دولتي كه با مطالعه و طرح خاص انجام ميشود و تجلي آن را در اقدامات رژيم صهيونيستي ميتوان ديد كه از انواع امكانات تروريستي استفاده ميكند نيز به عنوان تروريسم مطرح ميشود.
زارعي با بيان اينكه در تعبير و تفسير از مفهوم ترور برخوردهاي چندگانهاي داريم، اضافه كرد: ترور در ماهيت خود شايد حركتي ناهنجار تلقي شود اما اين اقدام امروز به عنوان امكان و ابزار توسط دولتها و جريانهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرد تا حريف را دچار انفعال كند.
وي با اشاره به فعاليتهاي تروريستي گروهكها پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران گفت: بيش از 16 هزار نفر افرادي را داريم كه در جريان اقدامات تروريسمي به شهادت رسيدهاند. تعداد بيشتري هم هستند كه دچار صدمات و آسيبهاي مالي و جاني شدهاند و بيشترين آنها از سوي سازمان منافقين بوده است. آنها سرانجام وقتي در داخل، مسير را به سمت خود بسته ديدند، جلاي وطن كردند و مورد حمايت خونريزترين افراد تاريخ قرار گرفتند. آنها همچنين از روشهاي گوناگون اقدام به جمعآوري اخبار و اطلاعات و در اختيار قرار دادن آنها به دشمنان انقلاب ميكنند و از هر فرصتي براي ترور فيزيكي و رواني مسوولان كشورمان استفاده كردند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به حوادث اخير تروريستي در استان سيستان و بلوچستان گفت: اين گروهها با حمايت سرويس اطلاعاتي آمريكا و پاكستان دست به اين فعاليتها ميزنند. پس از حادثهي اخير بيبيسي اقدام به مصاحبه با عبدالمالك ريگي ميكند و بعضي از رسانههاي منطقه هم آن را حمايت از اقليتها عنوان ميكنند؛ در حالي كه اينگونه نيست.
زارعي گفت: قلمرو برخي از كشورهايي كه ادعاي دوستي با ايران را دارند مورد سوءاستفاده اين گروهها قرار ميگيرد. انتظار ما اين است كه برخي كشورهاي منطقه كه محل تامين مالي و آموزش و حمايت از آنها هستند بهخصوص پاكستان به اين مساله توجه كنند و به اين امر خاتمه دهند.
وي گفت: ترور مسالهاي است كه برخورد با آن ارادهي جمعي از سوي همهي كشورها ميطلبد. در فضاي فقدان وجود ارادهي واحد، اين گروهها رشد ميكنند و مورد بهرهبرداري قرار ميگيرند. تا زماني كه اين اراده وجود نداشته باشد، اين بهرهبرداريها نيز ادامه خواهد يافت؛ همانطور كه در واقعهي 11 سپتامبر در آمريكا شاهد آن بوديم كه اين مساله بهانهاي شد براي كشتار بيش از يك ميليون نفر انسان بيگناه و اشغال دو كشور عراق و افغانستان.
در ادامه ابراهيم خدابنده به بررسي فرقه و تروريسم پرداخت.
وي با بيان اينكه 23 سال عضو فرقهي تروريستي رجوي بوده است، گفت: طي شش سالي كه از اين فرقه جدا شده و به ايران برگشتهام در اين زمينه كتابهايي مطالعه كردهام. در اين كتابها تاكيد ميشد كه در اين گروهها تلاش ميشود ذهن يك فرد را با استفاده از روشهاي گوناگون تحت اختيار خود قرار دهند و او را وادار كنند كه كارهايي حتي خلاف ميل خود انجام دهد.
خدابنده با بيان اينكه عملكرد و روش فرقههاي مختلف در پرورش نيروهاي وابسته به خود بسيار شبيه به هم است، گفت: ساختار هرمي، استفاده از روشهاي كنترل ذهن از تكنيكهاي مورد استفادهي اين فرقهها است. زماني كه در سازمان مجاهدين خلق بودم براي من همكاري با سازمان عين خدمت به اسلام بود. فرقهها استانداردهاي دوگانهي دروني و بيروني دارند. بر اساس اين استانداردها اگر قرار بود با كسي كه سكولار است روبهرو شويم خودمان نيز سكولار ميشديم و در رويارويي با مسلمانان نيز مسلمان، در مقابل يك فرد علاقهمند به حماس به اين گروه اظهار علاقه ميكرديم و در موقعيتي متضاد نيز مطابق با آن موقعيت رفتار ميكرديم. اين استانداردها به افراد گروه ياد داده ميشود.
وي در ادامه درباره نحوه پيوستنش به گروهك منافقين گفت: سال 80 وقتي جذب سازمان شدم با اين ايده جذب شدم كه ايران چون نظامش سرمايهداري است مجبور است به سمت آمريكا برود و در آن شرايط سازمان مجاهدين خلق تنها نيروي ضداستثماري خواهد بود. اما بعد به جايي رسيد كه حمايت آمريكا از سازمان افتخار سازمان بود. سايتهاي سازمان از صحبتهاي بوش و رايس پر شده بود. افتخار ميكرديم كه اطلاعاتي از ايران را به آمريكا ميدهيم. به همين دليل هم هست كه به اين گروهها منافق گفته ميشود.
وي با بيان اينكه تمام هم سازمان مجاهدين خلق به قدرت رسيدن رجوي در ايران است ولاغير، افزود: فرقهها به شدت ضد خانواده هستند. اولين كارشان اين است كه فرد را از خانواده و دوستانش جدا كنند و ميگفتند بايد جدا از خانواده زندگي كني و در خانههاي تيمي باشي. عاطفه و مغزشويي ضد هم هستند. در اين گروه گفته ميشد كسي نميتواند همسر داشته باشد جز شخص رجوي.
وي با اشاره به وضعيت قرارگاه اشرف در عراق گفت: حدود 3400 نفر در اين قرارگاه هستند و حق ندارند با خانوادههايشان ديدار كنند.
خدابنده ادامه داد: سازمان مجاهدين خلق در ايران عضوي ندارد اما طي پروسهاي افرادي را جذب ميكند و بعد از مراحل مغزشويي، براي ترور به ايران ميفرستد.
اين عضو جدا شده از سازمان مجاهدين خلق ادامه داد: به دليل سياستهاي بينالمللي، هنوز يك عده اسير اين سازمانها هستند. يك موسسهي تحقيقاتي در عراق در گزارشي عنوان كرده است كه اين گروهها عليرغم درخواست برخورد از سوي دولت عراق، از سوي برخي گروهها مورد حمايت قرار ميگيرند. تا زماني كه ارادهي بينالمللي مبني بر حمايت از اين گروهها از بين نرود آنها ميتوانند ادامهي حيات دهند.
در ادامهي اين نشست، دكتر مصيب نعيمي سردبير روزنامهي الوفاق به بررسي نقش رسانه و تروريسم پرداخت و گفت: خبر و اطلاع يافتن يكي از عناصر اصلي آغاز حركت تروريستي است. وقتي ذهنيتي براي يك فرد آماده ميشود زمينه براي انجام هر كاري فراهم است و رسانه نقش اساسي در اين زمينه دارد.
نعيمي ادامه داد: برخي از رسانهها در جهت كاهش اين مسائل گام برميدارند و برخي ديگر نيز تحريككننده هستند اما رسانههايي نيز اين اقدامات را تشديد ميكنند و طوري فرد را در مقابل خصم خود قرار ميدهد كه حتي به قيمت جان خود حاضر است فردي را از بين ببرد.
وي در پايان گفت: بعضي از رسانهها هم آماده كننده هستند و ذهن را آنچنان آماده ميكنند براي يك مسالهاي پيشفرضهايي در ذهن افراد ميسازند تا به سرعت مسائل ديگر در ذهن او تداعي شود. رسانه يكي از مهمترين مسائل در زمينهسازي براي ايفاي نقش ترور است.